|
احترام به مادر شهید سید مهدی اسلامیخواه (1) احترام و علاقه زیادی برای مادرش قائل بود. هیچ وقت جلوی ایشان پایش را دراز نمیکرد و همیشه دو زانو و مودب مینشست و صحبت میکرد. ایشان به عنوان طلبه در لشکر 16 زرهی قزوین مشغول تبلیغ شد و در عملیات طریق القدس به شهادت رسید. وقتی پیکر مطهرش را به روستای «استیر»سبزوار آوردند مادرش را برای وداع آخر با فرزندش به غسالخانه بردند. مادر تا چشمش به جسد سید مهدی در تابوت افتاد با چشمان گریان ودلی شکسته گفت: پسرم تا یاد دارم تو هیچ وقت در مقابل من پایت را دراز نمیکردی و تا من نمینشستم، نمینشستی! حالا چه شده من آمدهام و تو . با بیان این جملات همه اقوام و آشنایان مشاهده کردند که چشمان سید مهدی برای چند لحظه باز شد و یک قطره اشک از آنها بر گونههایش سرازیر شد. |
|
منبع :کتاب لحظههای آسمانی |
(ازدواج)
کلئوپول:
1) اگر از طبقه بالا زن بگیرید ، بجای خویشاوند ارباب خواهی داشت .
مثل فرانسوی:
2) ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .
گریستین:
3) برای ازدواج بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است .
بردون:
4) با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما میشد .
پاستور:
5) مسرات حقیقی در اثر ازدواج به دست می آید .
جونسون:
6) هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند . چون همیشه آن را مربوط به خود می داند .
کین هابارد:
7) یک زن در هر زمان بیشتر ترجیح می دهد همسر مردی شود که زندگی خوبی نداشته باشد تا مردی که شنونده خوبی نباشد .
لیست کل یادداشت های این وبلاگ